کتاب خون مباح کلمات برابر با یک مجموعه شعر معاصر در قالب شعر نو است. عنوان برخی از شعرهای این کتاب عبارت است از «همهٔ آنها که تو را نمیشناسند»، «میعادگاه تعمید ظرفهای شام»، «دربارهٔ زبان و تاریخ و جغرافیا و فیزیک عشق»، «گزارش چند ثانیه از جهان» و «رساله دربارهٔ دختری که از کلمات نمیترسد».
تکه هایی از کتاب:
ظهر با زنبیلی از شور و بیتابی و نوسانهای کوتاه عشق و سبدی از کلمات سرخ و سبز قلم و کاغذ آوردم و نشستم زیر چنار حیاط زیر نگاههای حسود توکا و فاخته و چکاوک و طوطی و حوری و مهناز و نرگس و تمام دختران شهر برای نوشتن شعری دربارهٔ تو که پدرم از پشت پنجره جیغ کشید: «آهای حیوون! داری چه غلطی میکنی اونجا؟ برو چندتا نون بگیر!»
این چشمهای نازنینِ خیس که بیهیچ چشمداشتی در چشمبرهمزدنی دریا دریا شفقت بر روحی به زانو درآمده هبه میکنند،
وقتی مهمترین خبر زندگی، مرگ است نازنین من! آن دستهای گرمت کجاست؟
دست هایت را برای من پست کن؛ زمستان شدهام و آبشار موهایت را ــ بی واهمه از تکرار شعرهای کهن ـ به باد بسپار؛ خمار شدهام و قسم میخورم هر جا تو باشی مرکز جهان است.
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.